مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
875
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1190 ] فصل [ چهاردهم ] : اندر بول الدم « 1 » اين بر سه قسم است : قسم اول : آنكه رگى از گرده گشاده شود يا شكافته گردد . و علامت اين قسم ، آن است كه خون صاف برآيد به غير درد و ريم و چرك هيچ نباشد ؛ پس اگر گشاده شدن دهن رگها سبب بود ، خون اندكاندك برآيد . و اگر رگ شكافته باشد ، خون كثير المقدار به يك بار بيرون آيد . و رسيدن ضربه بر گرده و تناول اطعمه و ادويه تيز ذى سميت بر آن گواهى دهد . و بايد دانست كه بول الدم كه به سبب انفتاح يا انشقاق رگ گرده افتد ، گاه باشد كه به ادوار معين آيد همچون خون بواسير . و در هنگام احتباس ، جهت امتلاء عروق گرده ، وجع به جانب قطن محسوس شود . و بعد از آنكه خون روان گردد ، وجع كم شود تا رگها باز ممتلى شود . علاج : فصد باسليق و صافن كنند . و قرص كهربا و قرص نفث الدم و قرص بول الدم « 2 » دهند . و شربت عناب به گشنيز خشك و شربت خشخاش و ريواج و كاكنج سود دارد . و حجامت كردن بر سفره و عانه مفيد گفتهاند . و آنجا كه حدّت خون سبب باشد ، آب سرد بر مثانه ريزند . و گل ارمنى و اقاقيا و صندل و گل سرخ وحى العالم ضماد نمايند و هرچه در ذيابيطس گرم ذكر يافته استعمال فرمايند . و بدانند كه تناول اطعمهء حريف و شيرين و ترش و استحمام و حركات عنيفه و سوارى اسب و غيره و مشى سريع در بول الدم ضرر تمام دارد . قسم دوم : آنكه گرده يا جگر ضعيف گردد و بدان سبب خون از مائيت جدا نشود چنانچه بايد و همراه بول برون آيد . و علامت او ، آن است كه بول ، غسالى باشد ؛ يعنى به
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Heroaturia . ( 2 ) . صفت قرص بول الدم : مغز تخم خيار ، چهار درم ؛ نشا ، كتيرا ، گلنار ، سك ، دم الاخوين و صمغ عربى ، از هريك يك درم ، جمله را بكوبند و به آب خرفه يا لسان الحمل اقراص بندند و به حسب حاجت به آب خرفه يا لسان الحمل يا جز آن بدهند .